خرید بک لینک
یه امشب اخمـــاتو وا کن تو قلبت عشقمـــــو جـــــا کنتــو با لبخنـــــــد شیرینــــت جهانــــو غـــرق رویـــــــا کن منــــــــو با بوسـه خوابــــــم کن تو آغـــوشـت که دنیامـــهکــه امشـــب از همـــه دنیــــــــا فقط آغــــوش تـو جـــامهمنــــــو از گریــــــه دورم کـن که گـریــــه قـلبـــو لــرزون

برچسب: نویسنده: مهدی امینی تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 18:03

سرطان! قبلا که میگفتی فلانی سرطان گرفته همه وحشت می کردن و می گفتن واااای سرطان، ولی الان دیگه طبیعی شده! هنوزم وحشتناک هست اسمش ولی اینکه مردم بهش مبتلا بهش چیز عجیبی به نظر نمیاد! به شکل عجیبی آمار افراد مبتلا به سرطان روز به روز داره بالا میره و قطعا خانواده ی ما هم نقش به سزایی در افزایش این آما

برچسب: نویسنده: مهدی امینی تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 18:03

لالا کن دختـر زیبـای شـبنـم، لالا کـن روی زانـوی شقایقبخواب تا رنگ بی مهری نبینی تو بیداریه که تلخه حقایق تـــو مثـل التـمــــاس مــن میـمـونـــیکه یک شب روی شونه هاش چکیدمســـرم گــــرم نـــوازش های اون بــودکـه خــوابــم بــرد و کـوچـش رو ندیدم حالا من موندم و یه کنج خلوت، که از سقفش غریبی چکه کرد

برچسب: نویسنده: مهدی امینی تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 18:03

یه جوی هم راه افتاده که میشه گفت مضمون کلی قضیه به این شکله: "هرچقدر مسائل رو طبیعی تر جلوه بدیم، آدمای با کلاس تری هستیم!"همین میشه که طرف میاد تو برنامه ی خندوانه به عنوان استندآپ کمدین یه سری چرت و پرت میگه و دیالوگ هایی رو مورد اشاره قرار میده که عموما ما پسرا صرفا توی جمع خودمون استفاده می کنیم

برچسب: نویسنده: مهدی امینی تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 18:03

همین الان نوشتم! شاید بشه گفت شعر نو شاید هم نشه گفت! مهم نیست به هرحال: تماشا کن مرا از دورببین اینگونه بیمارمنگاهت می کنم هرشبدرون عکس جاماندهاز آن روزی که یادت هستهمین عکست شده یارم! تماشا کن مرا از دورببین سردردهایم رانمی فهمد کسی هرگزنه حالم را نه احساسمنه حتی بغض پنهانمکه پشت خنده ام دفن استتظ

برچسب: نویسنده: مهدی امینی تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 18:03

آخ که چقدر لازم داشتم الان یکی بود میومد دستمو می گرفت زل میزد توی چشمام و بهم می گفت:"چه مرگته آخه روانی؟ غصه ی چی رو داری میخوری؟ واسه چی اینهمه استرس داری؟ توی بهترین سالای عمرتی الان پس چرا همش نگرانی و به مغزت و دلت و همه جات اینهمه داری فشار میاری؟ مگه قتل کردی؟ مگه اول جوونیت ورشکست شدی چند م

برچسب: نویسنده: مهدی امینی تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 18:03

اونـی کـه مـدعـی بـود عـاشــــقـتـهتــو رو تو فــاصـــله ها تنـها گذاشـتبی خــبـر رفـت و تو این بی راهه هارد پاشم واسه چشمات جا نذاشت آه، دلو سوزوندیآه، چرا نمونـدی؟ مــن و هـــر ثـانـیـه و جـنـــون تــوواسه من همین خیالت هم بسهبــذار جــاده هـــا اشــتـبـاه بـــرنمـا کـه دسـتمون به هـم نمیرسه بـا ح

برچسب: نویسنده: مهدی امینی تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 18:03

زخم بستر واقعا چیز وحشتناکیه! اصلا مهم نیست آدم به چه درد و مرضی دچار میشه فقط باید خدا خدا کنه که کارش به "زخم بستر" یا به قول اون دکتره "زخم فشاری" نکشههمینکه آدم بتونه کارای خودش رو خودش انجام بده واقعا 3 هیچ از زندگی جلوه!!فکرشو که میکنم واقعا دوست ندارم به 60 70 یا نمیدونم هر سنی برسم که توی او

برچسب: نویسنده: مهدی امینی تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 18:03

دوبـاره تــو کـنـارمی هـوای بـوسـه بـا مـنـهتـمـام آرزوی مـا هـمـیـن بـه هـم رسـیـدنـهدوباره تو سکوت من صدای خنده ساز شدشـنــیـدن صـــدای تــو بـرای مـن نـیـاز شد دوبــاره بــا نـگـاه مــن نـگـاه تــو یـکـی شـدهدوبــاره از تــو مـردنــم شـبـیـه زنـدگی شـدهبه هـر دری که می زنی دوباره مقصـدت منمدوباره

برچسب: نویسنده: مهدی امینی تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 18:03

ایران نوشت: "زن جوانی که شبانه و هنگام رفتن به خانه توسط یک راننده شیطان صفت ربوده شده و به بیابانهای جنوب تهران کشانده شده و مورد تعرض قرار گرفته بود، پس از رهایی از چنگ این رباینده، در بیابان به دو سرنشین یک خودروی سواری پناه برد او با گریه و التماس از آنها خواست نجاتش دهند و او را به روشنیهای ش

برچسب: نویسنده: مهدی امینی تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 13:54

وقتی که از تو پر میشمبارون شُر و شُـر میشموقتی که از تــو خـالـیـمعـینهـو خـشـک سـالیم وقتی که از تو پر میشمآتیـش گُـر و گُـر میـشموقـتی کـه از تــو خـالیمکاش بدونی چه حـالیم هی پر و خالیم می کنی با حرفاتداری خـیـالیـم می کـنی با حـرفاتیه روز ازم خـشـک طـلا می سازییه روز سـفالیـم می کنی با حرفات چـی

برچسب: نویسنده: مهدی امینی تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 13:54

زندگی داره شبیه یکی از شاهکارهای نولان یعنی inception میشه! دقیقا مثل اونجایی که میگفت این آدمایی که می بینی، اکثر اوقات زندگیشون رو میخوابن و عملا دارن توی خواباشون زندگی میکنن و خوابشون تبدیل به واقعیت زندگیشون شده!این روزا من هم فقط و فقط خوابم! همیشه در حال خواب دیدنم حتی وقتایی که خواب نیستم! ت

برچسب: نویسنده: مهدی امینی تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 13:54

ﻣﻦ ﺗﻮﯼ تختخواب، ﺍﺯ ﺑﻐﺾ ﺑﺴﺘﺮﯼﺗﻮ ﺗﻮﯼ تختخوﺍﺏ، هه ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﻣﯽﺑﺮﯼﻣﻦ ﺗﻮ ﺟﻬﻨﻤﻢ، ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﺸﻢﺗﻮ ﺳﺎﮐﻦ ﺑﻬﺸﺖ، ﺑﺎ ﺣﻮﺭﯼ ﻭ ﭘﺮﯼﺑﺎ ﺑﯽ ﺗﻔﺎﻭﺗﯽ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺑﻬﺘﺮﯼﺍﺯ ﺩﺭﺩ ﻣﺮﺩﻧﻢ، ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩﻡ ﻧﺒﻮﺩﻣﻦ ﺑﯽ ﺳﻼﺡ ﻭ ﺗﻮ ﻗﺪ ﯾﻪ ﻟﺸﮑﺮﯼﻣﻦ ﻏﺮﻕ ﺧﺎﮐﻤﻮ ﺗﻮ ﻏﺮﻕ ﺧﻮﻥ ﻣﻦﺑﺎ ﺑﯽ ﺗﻔﺎﻭﺗﯽ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺑﻬﺘﺮﯼﻣﻦ ﺣﺮﻑ ﺍﺯ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺑﯽ ﭘﺮﺩﻩ ﻣﯿﺰﻧﻢﺗﻮ ﺗﻮﯼ ﭘﺮﺩﻩ ﻫﺎ، هه ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻫﻤﺴﺮﯼﻣ

برچسب: نویسنده: مهدی امینی تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 13:54

گاهی حس میکنم وجود ندارم، بقیه وقتا هم حس می کنم که اضافی ام!
در حال حاضر عقل و فهم و شعورم هم به نظرم میاد که زیر سواله!
امروز یک درسی یاد گرفتم که توی 4 سال دانشگاه یاد نگرفته بودم! آدم باید قبل از اینکه کاری میکنه نقشه بچینه بدونه قراره چیکار کنه! خب پس قراره چیکار بشه تهش میشه توضیح بدین؟ بذار به اونجاش برسیم میفهمی چرا اینقدر نیم شیری؟؟

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم تیر ۱۳۹۶ساعت 23:0 توسط من بعد از تو! |

برچسب: نویسنده: مهدی امینی تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 13:54

Every night in my dreams I see you I feel youهر شب در رویاهایم تو را می بینم و احساس ات می کنمThat is how I know you go onو احساس می کنم تو هم همین احساس را داریFar across the distance and spaces between USدوری، فاصله و فضا بین ماستYou have come to show you go onو تو این را نشان دادی و ثابت کردی Ne

برچسب: نویسنده: مهدی امینی تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 13:54

چیزهایی هست که آیندگان حتی بخوانند هم نخواهند فهمید! نمونه ی ساده ی آن همین متن(یا شاید هم شعر سپید!) های زیر که فقط باید با yahoo messenger خاطره داشته باشی تا بفهمی: آنلاین که می شویانگشتانم به لُکنت می افتند..،فشار واژه بر روی کیبورد می افتدو نگاه خیره مانیتور،مدام چراغ روشن تو را به خورد نگاهم م

برچسب: نویسنده: مهدی امینی تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 13:54

امروز 2 اتفاق جالب توجه افتاد: 1. یکی از دوستان 3 4 ماه پیش بهش پی ام داده بودم و حتی سین نکرده بود چه برسه به اینکه بخواد جواب بده! امروز یه کرمی تو سرم وول میخورد که بیا یه پیام بهش بده با اینکه مطمئنی جواب نمیده! خلاصه اینه پی ام دادم "هستی؟" که بلافاصله پیامم سین خورد و گفت: "آره هستم سلام خوبی؟

برچسب: نویسنده: مهدی امینی تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 13:54

نگاه ناگهان تو به چشم من همین که خوردتمـام من خلاصـه شـد درون چشـم های توگمـان نمی کنـم شـود دوبـاره بـا خـود آشنادچـار گشـته هـرکه بر جنون چشـم های تو ببـر مرا بـه عـالمـت بـه عالم جنون خودبیـا بیـا ببـر مـرا دلـم از اینـجـا زده استبه مـوج ها بگـو کمی یواش تـر بهم زنندحوالی تو یک نفر دلی به دریا زد

برچسب: نویسنده: مهدی امینی تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 13:54

انسان های حساس و عاطفی، خیلی زود در اثر مواجه شدن با مشکلات و معضلات زندگی، از حقایق تلخ عقب نشینی می کنند و به مکانیزم خیالبافی و رویاپروری پناهنده می شوند. در واقع روح انسان از این طریق با بی حس ساختن خود و فرار از حقایق می کوشد از درک رنج و سختی دوری کرده و از شدت اساس درد خود بکاهد.تسلیم تخیلات

برچسب: نویسنده: مهدی امینی تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 13:54

صفحه بندی